قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
507
تاريخ نگارستان ( فارسى )
روشن و خاطر خاتم اوصياء خرسند قرت الاعين و سرت الانفس شما را اى مسلمانها اى اهل تهران به قرآن مجيد بامير المؤمنين به سيد الشهداء به امام زمان قسم مىدهم كه اگر پيغمبر شما حاضر بود و آن هنگامهء جلوخان نگارستانرا ميديد چه ميفرمود ؟ و آيا نفرين ميكرد يا تبريك ميگفت و آيا ميفرمود خوب جشنى براى مجلس گرفتهايد يا ميفرمود خوب ختمى براى اسلام گذاشتهايد آيا ميفرمود زندهباد مشروطه يا ميفرمود اهكذا تخلفون محمدا فى امته . الها كه نعمت مجلس شوراى ملى اسلامى خصم لا مذهبان باد . از طرف هيأت مهاجرين الى اللّه به جماعت آزادىخواه اعلان مىشود كه اگر هزار از اين حقها بزنيد و ساعتى صد سحر بابلى بكنيد به هيچ نتيجه نائل نخواهيد شد و سحر با معجزه پهلو نخواهد زد و ما تن بتضعيف اسلام و تحريف احكام نخواهيم داد مادام منا الروح فى الجثمان و ديگرهاى ديگر هم هست بلكه بسيار است زيرا اين طفل يك ساله ره صد ساله پيموده است ليك از تذكار و تعداد آنها مىترسم برخى از صناديد سلسله و عظماء علماء عصر وفقهم الله لما يحب و يرضى آزرده شوند ورنه سخن بسيار است . شعر : قومى هم قتلوا اميم أخى * فاذا رميت يصيبنى سهمى حالا از برادران پاكيزهنهاد و همكيشان ايرانىنژاد سؤال ميكنيم كه آيا اين فتنههاى عجيب و اين مفسدههاى عظيم در اين مملكت واقع شده است يا نه و آيا اين حوادث فوق العاده بعد از تأسيس اين وضع جديد توليد گرديده است يا نه احترام ميكنيم و نمىگوئيم اين شرور و مفاسد از مجلس متولد شده و اينها اولاد اوست ميگوئيم اينها همزاد اوست آيا مجلس دار الشورى كبراى اسلامى بچه جهت و بكدام دليل بايد از آنجا كه همه كس از حقيقت حال مطلع نيست و از اوضاع عصر و اخبار عالم استحضار ندارد جهت و دليل را هم حسب التكليف ما خود شرح ميدهيم زيرا فرمودند : چون بدعتها ظاهر بشود بر عالم است كه اطلاع خود را اظهار كند ( برادران دينى ما ) در اين عصر ما فرقهها پيدا شدهاند كه بالمره منكر اديان و حقوق و حدود هستند اين فرقه مستحدثه را بر حسب تفاوت اغراض اسمهاى مختلف است ( آنارشيست ) ( نهليست ) ( سوسياليست ) ( ناطوراليست ) ( بابيست ) و اينها يك نحو چالاكى و تردستى در اثارهء فتنه و فساد دارند و بواسطهء ورزشى كه در اين كارها كردهاند هرجا كه هستند آنجا را آشفته و پريشان ميكنند سالهاست كه دو دستهء اخير از اينها در ايران پيدا شده و مثل شيطان مشغول وسوسه و راهزنى و فريبندگى عوام اضل من الانعام هستند يكى فرقهء بابيه است و ديگرى فرقهء طبيعيه اين دو فرقه